محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
613
تحفه خانى ( فارسى )
[ 226 ] مقاله در بيان حكّه و جرب و ببايد دانست كه جرب دو قسم است خشك و تر و آنكه خشك است از صفراى متحرقه است كه آن صفراست كه مخالط خون شده است و اين بسودا متصف است و ديگر تروان حدوث از مخالطه بلغم است با خون و حكّه حادث در اعضاى مثل جرب است اما در حكه بثور نيست و سبب حدوث حكّه اطعمه مالحه حريقه است و يا خوردن شربتها و توابل و ابازير حاره در آش و طعام و علاج درين دو علت استفراغ ماده موجب مرض است كه بمطبوخ افتيمون و يا سفوف مسهله بماء الجبن و يا شير صرف بافتيمون و اندك قند در آب شاهتره كه درو هليله زرد و هليله سياه و هليله كابلى از هريك دو مثقال و نيمكوفته درين آب خوابانيده باشند نيك صافى ساخته بعد از ظهور نضج در بول و قاروره بوقت صبح بايد اختيار كرد و هر روز ماء الشعير با قند و يا ماء الجبن با سفوف مبرّزه كه مبدل و معدل مزاج است با اندك قند سفيد بايد اختيار كرد و يا آب شاهتره با سكنجبين مقدارى كه معالج مناسب داند و يا تقوع با قند و غذا هر چيز كه . . . ماده شور بوده باشد موافق است مثل برگ كاسنى و بقله يمانى كه مراد سرخ مرو است و گوشت بزغاله كه با آب انار ترش پخته باشند و اگر ميسر باشد درين دو علت تا خوردن گوشت بهتر است و ادويه كه بر حكه و جرب بمالند اينهاست كه مذكور مىگردد زيبق مقتول و كندش و گوگرد زرد و اشق و زنگار و نوشادر از هريكى ازينها را با نصف آن مردارسنگ و نصف آن اسفيداج قلعى و مثل آن نمك و برابر همه دانه انار ترش مجموع ادويه نيك كوفته و باهم خلط كرده و اندك